انسان ودین(شعر)
انسان – دین و آزادی
دین هست بهر نجات این بشر بهر ارامش ثبات این بشر
دین نباشد بهر کشتن بهر درد بهر ویرانی ونادانی نبرد
چونکه دین را بهر انسان ساختند نی که انسان بهر دین پرداختند
دین کو از رنگ اید دین نیست غیر رنگ و ننگ ان ائین نیست
دین باید همره دانش شود تا تواند مایه رامش شود
دین نیکو مایه ازادگیست همت و کار وتلاش افتاده گیست
دین نیکو دشمن ویرانی است خواستار عزت ابادانی است
دین فرخ فال فرخ اورد دانش و فر و کیان رخ اورد
این چنین دینی اخر برتر است دین بی پایه چونان عرعر است
دین کو در دست نا مردم فتاد دست نامردی بر ان آخر گشاد
دین سپر خویش سازد در بلا پشت ان زشتی کند غیره ولا
بانقاب دین ان پست دغا می کند پنهان رخ زشت و سیاه هرچه خواهد می کند با نام دین دشمنانش کافرند وبی یقین این این چنین دینی زشت و ابتر است عار وخوارو کاره و ویران گر است
دین هست بهر نجات این بشر بهر ارامش ثبات این بشر
دین نباشد بهر کشتن بهر درد بهر ویرانی ونادانی نبرد
چونکه دین را بهر انسان ساختند نی که انسان بهر دین پرداختند
دین کو از رنگ اید دین نیست غیر رنگ و ننگ ان ائین نیست
دین باید همره دانش شود تا تواند مایه رامش شود
دین نیکو مایه ازادگیست همت و کار وتلاش افتاده گیست
دین نیکو دشمن ویرانی است خواستار عزت ابادانی است
دین فرخ فال فرخ اورد دانش و فر و کیان رخ اورد
این چنین دینی اخر برتر است دین بی پایه چونان عرعر است
دین کو در دست نا مردم فتاد دست نامردی بر ان آخر گشاد
دین سپر خویش سازد در بلا پشت ان زشتی کند غیره ولا
بانقاب دین ان پست دغا می کند پنهان رخ زشت و سیاه هرچه خواهد می کند با نام دین دشمنانش کافرند وبی یقین این این چنین دینی زشت و ابتر است عار وخوارو کاره و ویران گر است

0 Comments:
Post a Comment
<< Home